(1) برای تغییر نسبت انتقال، در نتیجه برآوردن الزامات کشش دیکته شده توسط شرایط مختلف رانندگی، امکان کار کردن موتور-تا حد امکان{2}}در کارآمدترین محدوده خود، و پاسخگویی به نیازهای سرعت های مختلف رانندگی. این اجازه می دهد تا تغییرات قابل توجهی هم در سرعت رانندگی خودرو و هم در گشتاور تحویلی به چرخ های محرک وجود داشته باشد. از آنجایی که شرایط رانندگی بسیار متفاوت است، سرعت و گشتاور حرکتی خودرو باید در طیف وسیعی تغییر کند. به عنوان مثال، در بزرگراه، وسیله نقلیه باید بتواند به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد، در حالی که در مناطق شهری، سرعت معمولاً حدود 50 کیلومتر در ساعت است. در حالی که یک وسیله نقلیه بدون بار که در یک جاده صاف و مستقیم حرکت می کند با حداقل مقاومت رانندگی مواجه می شود، یک وسیله نقلیه با بار کامل که از یک شیب بالا می رود با مقاومت بسیار بالاتری روبرو می شود. با این حال، ویژگیهای ذاتی یک موتور خودرو{10}}بهویژه محدوده سرعت عملیاتی محدود آن{11}}به این معنی است که محدوده گشتاور خروجی آن برای پاسخگویی به نیازهای مختلف شرایط واقعی جاده به تنهایی کافی نیست.
(2) برای فعال کردن حرکت معکوس، در نتیجه برآورده کردن الزامات وسیله نقلیه برای حرکت به عقب. از آنجایی که میل لنگ موتور خودرو معمولاً فقط در یک جهت میچرخد، با این حال خودرو گاهی اوقات نیاز به حرکت معکوس دارد، از یک دنده معکوس اختصاصی-که در گیربکس تعبیه شده است{3}}برای تسهیل حرکت به عقب استفاده میشود.
(3) برای قطع انتقال برق؛ به طور خاص، برای قطع موقت جریان نیرو به چرخهای محرک در حین استارت موتور، دور آرام، تعویض دنده، یا زمانی که خودرو نیاز به توقف دارد در حالی که کارکرد موتور حفظ میشود.
(4) برای ارائه یک موقعیت بی طرف. این به گیربکس اجازه می دهد تا قدرت خروجی را حتی در زمانی که کلاچ درگیر است متوقف کند. برای مثال، این تضمین میکند که راننده میتواند پدال کلاچ را رها کند و صندلی راننده را بدون خاموش کردن موتور ترک کند.
